تبليغاتX
RAUL GONZALES
هر چی ارزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داری مال من
چهار شنبه های سیاه من!!! 
پسر چه روز نحسیه این چهارشنبه صبح ۸ باید بلند شیم بریمسر کلاس اقای دکتر مصلی نژاد بعدش دکتر هر جلسه به من بگه اقای... شما اولین جلستونه میای سر کلاس ما هم بگیم نه استادو از این جور حرفا بعد از ظهرش هم باید بریم خدمت مهندس نامی از اول کلاس هم مهندس لطف می کنه شروع میکنه به گفتن این جمله معروف مهندس شما بیا این تمرینو حل کن این همه دردو من کجای دلم بزارم؟؟؟
|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 | موضوع: 1 ذره چرت و پرت
ادامه 1 دختر خوب... 

یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه

 

یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو انقدر تو خرج نمی ندازه

 

یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی

 

یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش نه نه من غریبم بازی درآره

 

یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی توالت نمی مونه (نکته مهمتر از کنکور)

 

یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه

 

یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه

 

یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده

 

یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه

 

یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه

 

یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره

 

یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه

 

یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده

 

یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی)

 

یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره

 

یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه

 

یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟

 

یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره جت اسکی اسکیت و امثال اون در مقابل پسرها خودداری می کنه

 

یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه

 

یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه جنبه هم داشته باشه

|+| نوشته شده توسط امیر در جمعه دوازدهم خرداد 1385 | موضوع: 1 ذره چرت و پرت
1 دختر خوب... 

یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه

 

یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه

 

یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه (نکته مهم المپیاد )

 

یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه

 

یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

 

یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه

 

یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه

 

یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه

 

یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه

 

یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره

 

یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری

 

یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه

 

 

|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه دهم خرداد 1385 | موضوع: 1 ذره چرت و پرت
شوخی با منصور... 

 
يه روز چندتا جوون جمع مي شن ! ماشين باباهه رو دو در مي کنن مي گن بزنيم بريم شمال !

سوار ماشين مي شن پسره استارد مي زنه رفيق مي گه :

بزن بريم به سرعت برق و باد بزن بريم از اينجا !

بزن بريم عشق و داد و بيداد بزن بريم از اينجا !

همينطوري داشتن مي رفتن يکي از بچه ها عقب ناراحت نشسته بود يکي از بچه ها بهش مي گه : چته ؟ ناراحتي چرا ؟ مي گه : بابا منو برداشتين اوردين اونجا نامزد داشتنم ، دوستش داشتم عاشقش بودم :

دوباره عشق دوباره گوشه گيرم

همينو بس دوباره سر بزيرم

نميشه پنهون بشم دست دلم رو شده


بد رفيقش بر مي گرده مي گه اي بابا عشق کدومه :

تو اين دنياي ديوونه کسي عاشق نمي مونه

ببين ساختن چه قدر سخته ولي ويروني آســــونــــه !

همين جور داشتن مي رفتن يه دفه تصادف مي کنن

يارو راننده پياده مي شه خيلي عصباني مي گه :

ديوونه ديوونه | ديوونه ديوونه

ديوونه شو ديوونه !

ديوونه ديوونه | ديوونه ديوونه

ديوونه شو ديوونه ديوونه ديوونه !!!


بعد دعواشون مي شه زنگ مي زنند پليس مياد

پليسه به بچه ها مي گه : بابا شما مقصرين حالا دارين دعوا هم مي کنيد ...

بچه ها مي گن بابا ما که کاري نکرديم

پليسه بر مي گرده مي گه :

شهر و به هم ريختي ديگه چـي مي خواي !

خلاصه بچه ها پشيمون مي شن مي گن بياين بر گرديم اين کارا آخر عاقبت نداره ...

يکي از بچه ها مي گه من اصلا زنگ مي زنم خونه رديفش مي کنم !

زنگ مي زنه خونه مادرش گوشي رو بر مي داره مي گه : بفرماييد

پسره مي گه :

مــــنو ببـــــــخش منــــــو ببـــــــخش

مــــنو ببـــــــخش


مي خوام که با تو باشم نمي تونم جدا شم !

بعد مادرش مي گه : اين چه حرفيه پسرم ؟ :

تو عزيز دلمي | تو عزيز دلمي

تو عزيز دلمي | تو عزيز دلمي ...

|+| نوشته شده توسط امیر در سه شنبه دوم خرداد 1385 | موضوع: 1 ذره چرت و پرت
چه جالب... 
روابط موجود در دانشگاههاى ما
 
 -1 روابط دانشجو با استاد
 -2
روابط دانشجو با دانشجو
 -3
روابط استاد با دانشجو
 -4
روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس

 
روابط دانشجو با استاد
الف:  دانشجو دختر است و استاد مرد:
 -1 دانشجو خودشيريني مي کند به هدف نمره.
 -2
دانشجو خودشيريني مي کند به هدف استاد.
معمولا در دوحالت فوق، دانشجو به هدف خود ميرسد.
 
ب. دانشجو پسر است و استاد مرد:
 -1
دانشجو و استاد چشم ديدن يکديگر راهم ندارند.
 -2
دانشجو و استاد خيلي رفيق مي شوند يه طوري که شوخيهاي آنها را نمي توان به قلم آورد.
 -3
نقش سنگ را براي هم بازي مي کنند.
معمولا در هيچ کدام از حالات فوق هيچ کدام از طرفين هدفي را دنبال نمي کنند.


 روابط دانشجو با دانشجو
 
الف: پسر با پسر: استغفرالاه! 
 
ب: دختر با دختر: خدا اون روزو نياره !
 
ج: پسر با دختر: آهان رسيديم سر اصل مطلب! :
 -1
روابط در حد نگاه; نهايت رابطه: آمار گيري
 -2
روابط در حد سلام و عليک; نهايت رابطه: احوال پرسي
 -3
روابط در حد جزوه دادن و جزوه گرفتن; نهايت رابطه: کپي جزوه ها
 -4
روابط در حدسالي يکبار تور يکروزه تفريحي ; نهايت رابطه: سالي دوبار تور يکروزه تفريحي!
 -5
روابط در حد پارتيهاي دوره اي; نهايت رابطه: روم نمي شه بگم!
 -6
روابط در حد درس خواندنهاي دست جمعي; نهايت رابطه: اضافه شدن به تعداد مرغ عشقهاي عالم!
 -7
روابط در حد مرغ عشق; نهايت رابطه: ...چي بگم والا


روابط استاد با دانشجو
الف: استاد مرد است و دانشجو دختر:
 -1
استاد از دماغ فيل افتاده است و هيچکس را تحويل نمي گيرد.
 -2
استاد هم مجرد است هم شکارچي!
 -3
ستاد دنبال بهانه اي مي گردد تا نمره بذل و بخشش کند.
 
ب: استاد مرد است و دانشجو پسر:
اتفاقات تکراري است.
 
ج: استاد زن است و دانشجو دختر يا پسر:
استاد بنده خدا کار خودش را مي کند و دانشجو ها براي خودشان آتيش مي سوزانند.


 روابط کارمندان با دانشجو و بالعكس
 
معمولا هنگام امتحانات و گرفتن تقلبها رسميت پيدا مي کند. گاهي اوقات هم بعضيها موش ميدوانند.
 
|+| نوشته شده توسط امیر در سه شنبه دوم خرداد 1385 | موضوع: 1 ذره چرت و پرت
نکته های مفید... 
مضرات امتحانات : افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري ! براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز شديد براي يافتن راههاي مدرن تقلب! افزايش ادب به طور چشمگير براي گرفتن جزوه از هر كس و نا كسي !!! و ديگه خودتون اينكاره ايد و ميدونيد ديگه ...!!!!! فوايد اندك امتحانات : نوشيدن انواع قهوه هاي مرغوب
|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385 | موضوع: 1 ذره چرت و پرت
ويژگيهاي پسران باکلاس... 
  1) برداشتن ابرو به مقدار کافي! 2) کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار! 3) بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا! 4) نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست! 5) بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني! 6) گوش دادن موسيقي بدون کلام! 7) نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا! 8) اظهار عدم تمايل به ازدواج! 9) تظاهر به عصبي بودن! 10) بحث در مورد فضاي فکري احمدي نژلد
|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 | موضوع: 1 ذره چرت و پرت
1 چی جالب... 

May I die for your height and top. (Love U too much)
Ghorboone ghado balat


Ate my head. (talked too much)
Saramo khord


He has grown a tail! (has become too smart for his own good)
Dom dar avorde


On my eyes. (your wish is my command)
Be rooyeh cheshmam


Light up my homework! (tell me what I'm supposed to do)
Taklife mano roshan kon


Don't hit yourself into left Ali Street. (don't pretend you don't know anything about it)
khodet ro be kocheye alichap nazan


To my death? (really?)
marge man ?


I ate the ground and my father came out! (I fell and it hurt a lot)
Khordam zamin, Pedaram dar oomad


May they take away the person that washes your dead body! (hate your guts - may I see your death)
Morde Shooret ro bebaran!


Pull your carpet out of the water! (pull your own weight - stand on your own two feet)
Geleemet ro as Ab bekesh!


I'll hit you so hard that electricity will pop out of your eyes!
Enghadr seft bezanamet keh bargh az cheshmat bepare!


His/Her donkey passed over the bridge! (he/she got what she wanted)
Kharesh as pol gozashte


What kind of dirt should I put on my head?! (what the he-- am i supposed to do now?)
Che khaki be saram berizam?!


The neighbor's chicken is a goose! (grass is greener on the other side)
Morghe hamsaye Ghaze!


Marriage is an uncut watermelon! (marriage is a risk)
Ezdevaj hendooneye naboridast


Happiness has hit you under the belly! (you have nothing "real" to complain about, so you're nagging about trivial things)
Khooshie zade zire delet


Don't drop worms! (don't cause trouble - don't bug me)
Kerm nariz

|+| نوشته شده توسط امیر در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 | موضوع: 1 ذره چرت و پرت
 
دخترها
توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن
پسرها
توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گازو روشن می کنن تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوطشده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن چند تا فحش ميدن و بلند ميشننمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن  

|+| نوشته شده توسط امیر در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 | موضوع: 1 ذره چرت و پرت
2 ساعت تا شهر ارزوها... 
سلام الان که دارم این مطلبو می نویسم تو ترمینال شیرازم کاکو ساعت ۱۱.۵ برای شهر ارزوها (لار)بلیط دارم بالاخره باید بر می گشتم ولی خودمونیما امسال عید واقعا" حال داد مخصوصا" عیدیها اه  اه اه این موسه منو کشت داغونه خوب فعلا"
|+| نوشته شده توسط امیر در جمعه هجدهم فروردین 1385 | موضوع: 1 ذره چرت و پرت
1 خواهش... 

به جاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني
امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن.
به جاي سيله اشکي که فردا برمزارم ميريزي
امروز با تبسمي شادم کن
به جاي اون متن هاي تسليت که فردا برام مي نويسي
امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن
من امروز به تو نيازم دارم نه فردا.

|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه پنجم فروردین 1385 | موضوع: 1 ذره چرت و پرت
بالا
www.Zanjireh.com