RAUL GONZALES |
هر چی ارزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داری مال من
|
|
جدیدترین آهنگهای ایرانی
منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: لینک بر و بچز باحال
Powered By |
1شعر...
|+| نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 | موضوع: شعر ا شعر برا بچه های باحال شیراز...
این شعرو خودم نگفتما مال حافظه تقدیم به بعضی از بچه های با مرام شیراز...
خوشا شیرازووضع بی مثالش خداوندانگهدار از زوالش زرکن اباد ما 100لوحشالله که عمر خضر میبخشد زلالش میان جعفر اباد و مصلا عبیر امیز می اید شمالش به شیراز ای و فیض روح قدسی بجوی از مردم صاحب کمالش که نام قند مصزی برد انجا که شیرینان ندادند انضعالش صبا زان لولی شنگول سرمست چه داری اگهی خوبست حالش گر ان شیرین پسر خونم بریزد دلا چون شیر مادر کن حلالش مکن از خواب بیدارم خدایا که دارم خلوتی خوش با خیالش چرا حافظ چو می ترسی از بحر نکردی شکر ایام وصالش
|+| نوشته شده توسط امیر در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 | موضوع: شعر جاده...
وقتی دلم تو رو میخواد |+| نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه دهم فروردین 1385 | موضوع: شعر شاملو در مورد فروغ چه می گوید؟؟؟
به جست و جوي تو |+| نوشته شده توسط امیر در سه شنبه هشتم فروردین 1385 | موضوع: شعر شعر...
آسمان همچو صفحه دل من |+| نوشته شده توسط امیر در دوشنبه هفتم فروردین 1385 | موضوع: شعر جای تو خالیست...
وقتی که خورشید غروب می کند
وقتی که دلتنگی می آید غمی به نام رویا آغاز می شود لای لا لای لای لا لای لا لای لای لا تنگ غروب شد تنهای تنهام نازنگات مونده تو چشام وقتی تو نیستی دنیا پوشال ست رویای من جای تو خالی ست رفتی تو رفتی خدا به همراهت یادم نمیره بارون اشگات رفتی و تنهام پاییز دردم دلتنگ وخاموش من کوه دردم ای ابر پاره پاره بذارکه باز دوباره رو شهرغم گرفتن بارون عشق بباره پشمون خسته ی من همش در انتظاره نگو دل دیوونه رویا وفا نداره رمزتن توهمش خیالی ست بوی تنت همین هوالی ست. |+| نوشته شده توسط امیر در جمعه چهارم فروردین 1385 | موضوع: شعر 1 شعر دیگه
بارون اشک چشات مال منه |+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه دوم فروردین 1385 | موضوع: شعر 1شعر...
بيتوتهی کوتاهيست جهان
در فاصلهی گناه و دوزخ خورشيد همچون دشنامي برميآيد و روز شرمساری جبرانناپذيریست. آه پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزی بگوی درخت، جهل ِ معصيتبار ِ نياکان است و نسيم وسوسهييست نابهکار. مهتاب پاييزی کفریست که جهان را ميآلايد. چيزی بگوی پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزی بگوی هر دريچهی نغز بر چشمانداز ِ عقوبتي ميگشايد. عشق رطوبت ِ چندشانگيز ِ پلشتيست و آسمان سرپناهي تا به خاک بنشيني و بر سرنوشت ِ خويش گريه ساز کني. آه پيش از آن که در اشک غرقه شوم چيزی بگوی، هر چه باشد چشمهها از تابوت ميجوشند و سوگواران ِ ژوليده آبروی جهاناند. عصمت به آينه مفروش که فاجران نيازمندتراناند. خامُش منشين خدا را پيش از آن که در اشک غرقه شوم |+| نوشته شده توسط امیر در سه شنبه یکم فروردین 1385 | موضوع: شعر |
|||
|
|